آشیونه مشترک پر از عشق مامان جون و باباجونآشیونه مشترک پر از عشق مامان جون و باباجون، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
نازدخترموننازدخترمون، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره
آیداآیدا، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

هدیه خدا

6557

بالاخره برف اومد......

سلام کوچولوی نانازم خوبی نفس مامان؟ مامان جون بالاخره شهرمون برف اومد صبح که از خواب بیدار شدم از پنچره دیدم که دونه های ریز برف داره میاد کلی ذوق کردم الانم برف شدیدتر شده و یه خورده رو زمین نشسته، از اول زمستون نه برف میومد نه بارون هوا حسابی بهاری شده بود اما من دلم حسابی واسه برف تنگ شده بود که بالاخره اومد  اما عزیزکم باباجون که ماموریته تو هم تو آسمون دوست داشتم دوتاتون بودید و میرفتیم برف بازی ، بهم قول بده سال بعد باشی و منم شال و کلاه سرت کنم دستکش کوچولو به دستای نازت کنم که سردت نشه بعدش سه نفری بریم برف بازی... دوستت دارم خیلی زیاد ...
11 بهمن 1392

خدایا..............

خدای مهربان من، توکلم فقط برتوست، اگر بخواهی هر اتفاق غیرممکنی ممکن خواهدشد.... از تو میخواهم فرزندی سالم و صالح برای همه دوستان منتظرم............... آمین یا رب العالمین............................................................................................ ...
10 بهمن 1392

من اومدم.........

سلام دوست جونی ها من اومدم....یه مدت خونه باباجونم رفته بودم، دلم حسابی واستون تنگ شده بود، گاهی با گوشی میومدم نت،اما فقط میتونستم نظرات رو تایید کنم، از این که تو این مدت به یادم بودید ممنونم.... برایتان بهترین ها رو آرزو دارم ...
10 بهمن 1392

اولین هدیه برای نفسم....

سلام گل مامان خوبی؟ خیلی وقته برات چیزی ننوشتم دلم واست تنگ شده بود عزیزکم اما فعلا زدم به بی خیالی و کمتر برات پست میذارم فقط اومدم بگم که حال مامان خوبه و اینکه عکس کفش هایی که واست خریده بودم رو بذارم امیدوارم خیلی زود بیایی و باهاشون اولین قدمهاتو برداری ...
25 دی 1392

.........

سلام کوچولوی نازم دلم خواست برات بنویسم اما نمیدونم از چی،جونم برات بگه عزیزکم ، احوالات مامان خوبه فعلا خودمو سرگرم کردم که کمتر به اومدنت فکر کنم، نه اینکه دوستت نداشته باشم اما اینجوری بهتره، هر وقت خدا بخواد میایی گلکم خیلی خیلی دوستت دارم بووووووووووووووسسسسسسسسسس ...
13 دی 1392

دوسال و نیم گذشت.....

سلام عشق مامان، حالت خوبه ؟ عزیزکم از وقتی منو باباجون اومدیم زیریه سقف ٢ و سال نیم گذشت خیلی خیلی زود گذشت،خدا روهزاران بار شکر که باباجون رو بهم داد،لحظات خوبی رو در کنار هم داشتیم و از خدای مهربون میخوام به بعدش هم تا اخر عمر همبشه در کنار هم خوشبخت باشیم، البته میدونی که با اومدن تو خوشبختیمون تکمیل می شه عسل مامان ،اینم بگم که به دلم زده که تو این چند ماه میایی ... امیدوارم دلم راست بگه ، نمیخوام خیال پردازی کنم وبعدش غصه بخورم پس هر چی خدا بخواد جیگرمامان وبابا گل تقدیم بهترین همسر دنیا این گل هم مال عشق مامان وبابا ...
7 دی 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد