خاطرات نی نی
سلام دوست جونیا یه مطلب جالب به نام خاطرات نی نی تو نت خوندنم که خوشم اومد واستون میذارم: شروع : تا چند وقت پيش نبودم اما حالا زندگي را شروع كرم و فعلا براي مسكن رحم را براي چند ماه اجاره كردم...البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بيرون مي اندازد و تمام وسايلم را هم مي گذارد توي كوچه... اظهار وجود : هنوز كسي از وجودم خبر ندارد .البته وجود كه چه عرض كنم .هرچند ساعت يكبار تا مي خواهم سلول هايم را بشمرم همه از وسط تقسيم مي شوند و حساب و كتابم به هم مي ريزد ... نگران نیستم ... چون تا چند وقت دیگر انگشتان ظریفم را در اعضای مادر فرو میکنم تا مرا دریابد !! زندان : گاهي وقت ها فكر ميكنم مگه چه كار بدي كردم كه م...
نویسنده :
مامان جون
0:56






