آشیونه مشترک پر از عشق مامان جون و باباجونآشیونه مشترک پر از عشق مامان جون و باباجون، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
نازدخترموننازدخترمون، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره
آیداآیدا، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

هدیه خدا

6557

رفتن خاله جونی

سلام نازگلم، خوبی؟ مامان امروز دلش گرفته فدات شم ، خاله جونیت برای چندسال رفتن یک شهر دیگه بخاطر شغل همسرش،دیشب از خونه ما رفتن دلم براشون تنگ شده ،واسه پسرخاله های شیطونت وقتی باباجون نیست خاله خیلی هوای منو داشت باهم میرفتیم بیرون می گشتیم..... هر وقت هم دلم از هرجامی گرفت می رفتم پیشش وباهاش درد ودل میکردم ...... اما از امروز تا چند سال باید تنها باشم ........................همیشه خدا نگه دارشون باشه....................... ...
4 مهر 1392

دعا کنید

سلام دوستای خوبم امروز یه خبر شنیدم که خیلی ناراحت شدم : پرهام کوچولوی ٤ ساله مبتلا به سرطان ،نمی دونم چی بگم، خیلی ناراحتم براش دعا کنید برای همه کودکان بیمار   خدایا تو را قسم به معصومیت کودکان: همه کودکان بیمار را شفا بده " آمین"
1 مهر 1392

اول مهر

عزیز دل مامان میدونی فردا چه روزیه؟ اول مهر.......روز اول مدرسه ها.......  یاد زمان مدرسه بخیر ذوق وشوق مدرسه وکیف وکتاب جدید ذوق دیدن دوستان   روز اول مدرسه ها رو یادمه وقتی کلاس اولی بودم با خاله جونی رفتم مدرسه حسابی خوشحال بودم اما برام جای سوال بود که چرا فقط کلاس اولی ها اومدن مدرسه  بعدها فهمیدم اون روز روز شکوفه ها هست..یادش بخیر چقد زود گذشت ان شالله وقتی اومدی پیش مامان وبابایی بری مدرسه و شاگرد زرنگه کلاس بشی روز شکوفه ها رو واست جشن بگیریم عزیز دل مامان ...
31 شهريور 1392

گل مامان

سلام عزیز مامان  حالت خوبه اون بالا پیش خداجون؟ میدونم که خوب خوبی نفس مامان، اما مامان یکخورده سرما خورده الانم کسلم وفقط دوست دارم بخوابم چند روزی هم رفته بودم پیش مادرجونی واسه همین نتونستم بیام به وبت سر بزنم ، خیلی وابسته به این فضای مجازی شدم وقتی میام اینجا احساس میکنم پیشمی گل مامان خیلی خیلی دوستت دارم ...
29 شهريور 1392

برای خدا

خداجونم شدیدا دلم گرفته.... این ماه هم نشد.......و چشم انتظاری ادامه داره.......ولی هیچ وقت ناامید نمی شم از درگاهت می دونم که بنده خوبی واست نبودم ونیستم ولی بگو از در خونه ات کجا برم ؟درسته تو بنده خوب زیاد داری ، ولی من فقط تو رو دارم می ترسم از اینکه نخوای و توسرنوشت من مادر شدن نباشه ...........خداجونم می دونی که فقط خودت می تونی آرامم کنی ... خدای من حاجتمو بده حاجت همه چشم به راهها روهمه مادرای منتظرو.....................................  توکلم همواره به توست یا الله ...
22 شهريور 1392

هروقت خدا بخواد

عزیز دلم حالت خوبه؟ میخوام این ماه رو به بیخیالی سر کنم نمی خوام دیگه تو ذوقم بخوره و تو نیومده باشی ماه پیش خیلی غصه خوردم اولش همش فکر می کردم اومدی تو دلم اما همه فکرام نقش برآب شد... هر وقت خداجون مهربون بخواد تو میایی و مطمنم که یک روز میایی نفس مامانی فقط بدون که خیلی دوستت دارم ...
21 شهريور 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد