هدیه خدا

خدایا شکر بخاطر هدیه زیبایت

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خدای خوب ومهربان با یاد ونام تو آغاز می کنم وتوکلم همواره به توست

 

دلم تنگ شده بود....

سلام به دوستای گلم که خیلی وقته ازتون خبری ندارم، امشب شب قدر و 23 ماه رمضون هست و بخاطر دختر گلم موندم خونه و الان عزیز دلم خوابیده یهو دلم تنگ شد برای هدیه خدا و گفتم بیام چند خطی بنویسم،دوستای گلمو خیلی وقته ازشون خبر ندارم اما امیدوارم همه در کنار عزیزانشون شاد و خوشبخت باشن....... به لطف خدای مهربان خیلی از دوستان عزیز و خودم مادر شدیم: مامان محیا جون که از طریق وب دختری نازش با نی نی وبلاگ آشنا شدم و خودم هم وب زدم و الان یه دختر ناز داره به لطف خدا آرزو جون و دلسای نازش، نیلوفرجون و آقا علیرضاش، باران عزیزم و امیر عباس گلش، زهرا جونم و یسنا نفسش، فریبای عزیز و امیرحسین  عزیز،و ..... وقتی با دوستای گلم آشنا ...
18 تير 1394

تولد دختر عجولم

خبر خبر دختر قشنگ مامان 27 دی دنیا اومد حال دوتامون خوبه دیروز مرخص شدیم تا الان که مشکلی نداره دعا کنید دختر خوبی باشه و سلامت باشه وب جدید دخترم رو تو پست بعدی میزارم حالم بهتر شه میام و براتون عکس هم میذارم اما تو وب جدیدم
30 دی 1393

هفته 36 عزیزکم

دخترک قشنگ من بسلامتی رفتیم تو هفته و فقط هفته مونده به دیدن روی ماهت، آخر این هفته باید برم پیش دکی جونمون تا ببینم خانمی به چه روشی قراره دنیا بیاد، ان شالله هرچی خیرمون هست پیش بیاد،عزیزکم این 4 هفته رو هم قول بده دختر خوبی باشی و تو دل مامان بمونی و توپولی شی بعدش بسلامتی بیای بغلمون، من و بابایی عاشقتیم ...
26 دی 1393

ماه 9 عشقکم.....

دختر قشنگ مامان خوبی؟ فکر کنم حسابی جات تنگ شده، عزیزکم امروز وارد ماه 9 شدیم، دیگه چیزی نمونده و این آخرین ماهی هست که تو دلمی و کم کم باید آماده بشم که خانم کوچولومو در آغوش بگیرم، به مامان قول بده تا آخرش سفت به دل مامان بچسبی و بموقع دنیا بیای ....امیدوارم همه چیز خوب پیش بره ، همون طور که این 8 ماه خوب بود،فقط ماه 8 یه خورده اذیت شدم،اما اونقدر که فکرشو میکردم نبود،اما خب فدای یه تار موت عزیزکم، جای دخترکم تنگه وگرنه قصد اذیت کردن مامانی شو نداره، فکرشو نمیکردم این انتظار شیرین به این سرعت بگذره و کمتر از 40 روز دیگه منم به معنای واقعی مادر میشم، فقط میتونم بگم خدایا شکر.................................. خدایا این روزهای ش...
20 دی 1393

هفته 34 دختریم

عزیز تو دلی مامان ورودت به   هفتگی مبارک، خدا رو شکر که تا الان خوب گذشت دیگه چیزی نمونده بیای بغلم، فقط و فقط هفته مونده دخترک مامان....... دیروز برا چکاپ رفته بودم که خدارو شکر همه چی خوب بود، خانم دکتر برا سوزش معده ام شربت نوشت که امیدوارم خوب شم، آخه با این معده ایی که الان دارم همش حالم بد میشه و ترجیح میدادم کمتر بخورم و نگران شما بودم لاغر بمونی،دیگه اینکه سر خانمی همچنان بالا هست و در کنار معده مامانش، فکر کنم از این معده مامان خوشت اومده و نشون میده شکمو هستی.....باید منتظر چرخیدنت بمونم تا ببینم عزیزکم چطور میخواد دنیا بیاد، هر چی خواست خدا باشه و برای هر دومون بهتر باشه ان شالله پیش بیاد، عاشق این نی نی شدم، ...
11 دی 1393

هفته 33 نفسم

یکی یدونه مامان بسلامتی رفتیم تو هفته و فقط هفته مونده تا دیدن روی ماهت به امید خدا این 7 هفته هم بسلامتی بگذره و بیای و زندگیمون رو سه نفره کنی، دختر قشنگم روزها خیلی سریع میگذرن، باورم نمیشه اینقدر بهت نزدیک شدم و نیمی از ماه 8 هم تموم شد،دی ماه که بگذره، ماهی میاد که عاشقشم..... بهمن ماه..........ماهی که قراره به معنای واقعی مادر بشم.... دوستت دارم نفسم ...
4 دی 1393

سونوی 8 ماهگی

دختر کوچولوی مامان خوبی؟ امروز روز دیدار من و تو بود نفسم و رفتم سونو و حسابی خانم شده بودی، هر چند من خیلی سر در نیاوردم، ماشالله انقد بزرگ شده بودی که با اینکه خانم دکتر اندامهاتو نشونم داد نتونستم تشخیص بدم،اما خدا رو شکر همه چی خوب بود و شما 1650 گرم بودی و 31 هفته، که با سونوی قبلی 5 روز اختلاف داشتی، مثل اینکه تو دل مامان بهت خوش میگذره که هر سری 5 روز کوچولوتر می شی،اما مامان جان من دست به روز شمار شما نمیزنم، سختمه 5 روز برگردم عقب دیگه اینکه همچنان در حالت بریچ هستی ،  سپردم به خدا هر چی خواست خودش باشه، اگر تا آخر بریچ بمونی باید سز بشم، توکل برخدا..... الان داری از لگد خوشکلات میزنی که مامان عاشقشون هست، یک ربع بدون وق...
1 دی 1393

تو دلی نازم تو هفته 31

  چه حس زیباییه یه آدم کوچولو تودلت داشته باشی، یه آدم کوچولو که تو دلت میخوابه و بیدار میشه و بازی می کنه، با پاهای کوچولوش دلتو می بره، یه آدم دوست داشتنی که قراره بشه همه کست و تو بشی مادرش..... که فقط تو بغل تو آروم بشه ، که تو بیشتر از هرکسی دوسش داشته باشی........حاضری بخاطرش همه سختی ها رو تحمل کنی، دیگه برای خودت نباشی و تو هر شرایطی اول آسایش  جیگر گوشت برات مهم باشه، وقتی مادر میشی تازه می فهمی این جمله رو: مگه مادر بشی که بفهمی، وقتی مادر بشی تازه می فهمی مادرت برای تو چه کشیده، چرا این قدر نگرانته و چرا به غیر از تو به هیچ چیز فکر نمی کنه...... فدای سرت مادر همه سختی های این دوران شیرین، همه سوزش های معده که یکی ...
26 آذر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد